مشاوره روانکاوی
پرنیان عبادوز سوپرایز دپارتمان درمان های روانکاوانه کاندیدای دکتری روانشناسی
من در کار بالینیام بارها دیدهام مراجعانی که با یک شکایت مشخص وارد اتاق درمان میشوند؛
اضطراب، افسردگی، مشکل در رابطه یا احساس خستگی روانی…
اما خیلی زود مشخص میشود آنچه آنها را خسته کرده، فقط یک «نشانه» نیست، بلکه الگویی تکرارشونده در تجربهی هیجانی و روابطشان است.
درمان روانکاوانه دقیقاً از همینجا شروع میشود:
جایی که بهجای عجله برای حذف علامت، مکث میکنیم و میپرسیم
«این حالِ بد، دارد چه چیزی را دربارهی تو و تاریخچهی هیجانیات نشان میدهد؟»
درمان روانکاوانه چگونه کار میکند؟
در این رویکرد، رابطهی درمانی صرفاً یک گفتوگو نیست؛
یک فضای زنده است که الگوهای ناهشیار فرد در آن دوباره فعال میشوند.
مثلاً مراجع میگوید:
«همیشه میترسم زیادی بخوام و طرد بشم.»
و ما بهتدریج میبینیم همین ترس، در رابطه با درمانگر هم خودش را نشان میدهد.
این لحظهها اتفاقی نیستند.
آنها راههایی هستند که روان، داستانهای حلنشدهاش را دوباره روایت میکند؛
و درمان، جایی است که این داستانها میتوانند فهمیده و بازنویسی شوند.
این نوع درمان برای چه کسانی مفیدتر است؟
درمانهای روانکاوانه برای افرادی مناسب است که:
بارها وارد روابط مشابه شدهاند و نمیدانند چرا نتیجه همیشه یکسان است…؟
با احساس پوچی، بیمعنایی یا خستگی مزمن روانی زندگی میکنند.
سابقهی تروما، فقدان یا ناایمنی در روابط اولیه دارند.
به دنبال تغییر عمیق هستند، نه فقط تسکین موقت علائم.
در تجربهی من، بسیاری از مراجعان میگویند:
«اولین بار است کسی عجله ندارد من را درست کند؛ فقط دارد من را میفهمد.»
خدمات روانکاوانه در کلینیک مانازین:
در کلینیک ما، درمان روانکاوانه بهصورت مراجعمحور و بر اساس نیاز هر فرد طراحی میشود.
از جمله:
رواندرمانی روانکاوانه و روانپویشی فردی
کار تخصصی روی روابط عاطفی و الگوهای دلبستگی
درمان تروما و تجربههای هیجانی حلنشده
افزایش خودآگاهی، تنظیم هیجان و بازسازی رابطه با خود.
بهعنوان درمانگر، بر این باورم که درمان مؤثر نیازمند دقت نظری، تجربه بالینی و احترام عمیق به جهان درونی مراجع است؛ نه نسخههای آماده.
درمان روانکاوانه سفری است به لایههایی از روان که معمولاً نادیده گرفته میشوند،
اما بیشترین نقش را در رنج و انتخابهای ما دارند.
این مسیر، مسیر شناخت خود، بازیابی صدا و ساختن رابطهای سالمتر با خود و دیگران است.
اگر احساس میکنید مدتهاست در چرخهای تکراری گیر افتادهاید،
شاید وقت آن رسیده بهجای جنگیدن با نشانهها،
به ریشهها گوش بدهیم…